![]() |
![]() |
|
|
از دست دادن گلی که می تواند تمام روز زینت بخش اتاقی باشد ، دشوار است . پاره شدن تابلوئی از غروب پاییز که جلوه گاه دیرین خانه ای ست غم انگیز است . شکستن صفحه ای با نوای حزن انگیز که ساعتها ما را در اندیشه ورویا فرو می برد ناراحت کننده است . اما تو نادیده گرفتی گلی را که صفا و پاکیش قادر بود جلوه جاوید به اتاق زندگیت بخشد. پاره کردی تابلوی غم انگیزی را که غم دیرینش الهام بخش تو در ساعات تنهایی بود . وشکستی صفحه ای را که با نوای حزن انگیزش تار وپودت را به لرزه می آورد و به سوی حق وحقیقت رهنمون می ساخت همه این گسستن ها هرگز نتوانست تورا ناشاد سازد به همان نسبت که آن همه پیوستگی، آن همه صفا ، آن همه شور وغم نتوانست برایت شادی به ارمغان بیاورد، پس به چه دل بسته ای و به چه شادی ؟!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 19 فروردین1386 15:55 توسط فیلیسیتی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به لبهايم مزن مهر خاموشي
كه من بايد بگويم راز خود را به گوش مردم عالم رسانم طنين آتشين آواز خود را "فرخزاد" |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
| پیوندها |
|
دل نوشته های مرضیه عزیز یاد استاد کتایون تلاش برای زیستن |
|
RSS
|