![]() |
![]() |
|
|
سر يكي از هزار هزاران دو راهي زندگي ، يه راه اشتباه رو انتخاب مي كني پيش مي روي ؛ به پيش مي راني افسار زندگيت را ، آنچنان با سرعت ؛ كه حتي سخنان پيرامونت را نمي شنوي تا آنجا كه بالاخره ؛ متوقف مي شي ، جلوي يه ايست بازرسي تازه مي فهمي راهي رو اومدي كه به بن بست رسيده . اين مسير با همه سختي هايش تو رو به كجا رساند ؟ ؟! چطور مي شود به عقب بازگشت بي آنكه كمترين آسيبي ببيني ؟ هيچ روشي نيست ؛ تو را با آن آرامشي كه آمدي بازگردانند . اما تو ، به هر طريق ممكن ، باز مي گردي . ولي باز هم مي نگرند به تو ، به حكم انسان خطاكار ؛ بي آنكه تسليم منطق تو شوند ، تو را گناهكاري دايمي ناميدند و هزاران لعن ونفرين پشتوانه راهت مي كنند ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 اسفند1385 14:36 توسط فیلیسیتی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به لبهايم مزن مهر خاموشي
كه من بايد بگويم راز خود را به گوش مردم عالم رسانم طنين آتشين آواز خود را "فرخزاد" |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
| پیوندها |
|
دل نوشته های مرضیه عزیز یاد استاد کتایون تلاش برای زیستن |
|
RSS
|